بانوی شهیده

 

يادي از شهيده مريم فرهانيان ...

شهيده مريم فرهانيان در 24 دي ماه سال 1342 در آبادان در خانواده‌اي متوسط و مذهبي به دنيا آمد. دوران كودكي را كه در واقع تنها دوره آرام زندگي‌اش بود در محيط آرام خانه سپري كرد و سپس به مدرسه رفت. پس از گذراندن دوران ابتدايي و راهنمايي وارد دبيرستان شد.

در آغاز جواني با مطالعات فراوان و شركت در مجالس بحث و سخنراني به ماهيت پليد استكبار، امپرياليسم جهاني و صهيونيسم پي برد و به دنبال اين شناخت بر اساس رسالتي كه احساس مي‌كرد به صفوف متحد مبارزان پيوست و در تظاهرات مردمي شركت مي‌كرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي دوره آموزشي سپاه را با موفقيت به پايان رساند. با شروع جنگ تحميلي و هجوم رژيم بعثي عراق به كشورمان، برادرش در منطقه به شهادت رسيد. مريم در آبادان ماند و به ياري برادران مجروح پرداخت و در بخش امداد بيمارستان مشغول به كار شد و قريب به سه سال به كار امدادگري و پرستاري از مجروحين جنگ در بيمارستان شركت نفت ادامه داد. در اين مدت خود نيز يك بار زخمي و در بيمارستان بستري شد.

او به هنگام شكستن محاصره آبادان و آزادي خرمشهر و بسياري از عمليات‌هاي ديگر فعاليت چشمگيري داشت. مدتي نيز در معاونت فرهنگي بنياد شهيد خدمت كرد. سرانجام در غروب سيزدهم مرداد ماه سال 1363 در حالي كه همراه با دو تن از خواهران همكار خود بر مزار شهيدي كه بنا به وصيت مادر شهيد كه از آنان قول گرفته بود هر سال به جاي او بر سر مزار پسر شهيدش حاضر شوند، در حالي كه راهي گلستان شهدا شده بودند مورد اصابت تركش خمپاره دشمن بعثي قرار گرفتند و آن دو خواهر همراه او زخمي شدند و مريم به فيض شهادت نايل آمد.

گوشه هايي از وصيت نامه شهيده مريم فرهانيان :

به ولايت فقيه ارج بنهيم و بدانيم که اذن امام خميني برما ولايت داد و بدانيم تنها در اين صورت در دنيا و آخرت موفق مي شويم که با همديگر صميمي باشيم .

همواره در راه اسلام باشيد و براي تحقق بخشيدن به آرمانهاي اسلام کوشش کنيد .

 

فرهنگی(3)

 

چشم‌انداز فرهنگي جمهوري اسلامي :

        فرهنگ و هنر بنيان جامعه را پي ريزي مي كند و هرجامعه اي هر قدر هم كه نوپا باشد،دوام و بقاي آن مبتني بر اصول فرهنگي است كه هويت جامعه و افراد آنرا مي سازد.بنابراين مهمترين ركن هويت بخش در هر جامعه پيشينه و غناي فرهنگي آن است.با توجه به اين امر و تاكيد بر اين نكته كه كشور ايران داراي يكي ازكهن ترين و اصيل ترين فرهنگ هاي جهان است، سياستگذاران و مسؤلان كشور  را برآن مي دارد كه فرهنگ را از اركان اساسي جامعه محسوب و جايگاه ويژه اي براي آن در تدوين و تعيين اهداف و سياست هاي كلان وبلند مدت كشور قائل باشند.اين رويكرد تا جايي پيش رفته كه روح حاكم بر چشم انداز 20 ساله نيز مبتني بر فرهنگ و مولفه هاي هويت بخش آن است.تا حدي كه در اولين بند از 8 بند اين سند بر فرهنگ و عناصر آن و به ويژه فرهنگ عمومي جامعه تاكيد شده و در بند هاي ديگر نيز به تناسب موضوع ،به فرهنگ اشاره گرديده است. در بند اول افق چشم انداز بيست ساله ويژگي هاي زير براي جامعه ايراني برشمرده شده:

توسعه يافته ،متناسب با مقتضيات فرهنگي،جغرافيايي و تاريخي خود ،و متكي براصول اخلاقي و ارزش هاي اسلامي ،ملي و انقلابي ،تاكيد بر مردم سالاري ديني،عدالت اجتماعي،آزادي هاي مشروع،حفظ كرامت و حقوق انسان ها،و بهرمند از امنيت اجتماعي و قضايي.

در بند 3 با موضوع" امن، مستقل، مقتدر با سامان دفاعي مبتني بر بازدارندگي همه جانبه و پيوستگي مردم و حكومت" باز هم  ملاحظه مي شود كه امنيت و استقلال گفته شده ريشه در هويت تاريخي و ملي و غناي فرهنگي دارد.

در بند 4 نيز كه صحبت از" برخوردار از سلامت، رفاه و امنيت غذائي، تأمين اجتماعي، فرصتهاي برابر، توزيع مناسب درآمد، نهاد مستحكم خانواده، بدور از فقر، فساد، تبعيض و بهره‌مند از محيط زيست مطلوب"شده گذشته از مقولاتي چون سلامت،امنيت غذايي،مقولاتي چون فرصت ها برابر ،نهاد مستحكم خانواده،دوري از فقر و فساد و تبعیض ريشه در فرهنگ دارند.

در بند 5" دست يافته به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقة آسياي جنوب غربي" آورده شده كه با اغماض از جايگاه اقتصادي و علمي ،در جايگاه فناوري ،سايه بخش فرهنگ را مي بينيم و در انتهاي بند نيز به "رسيدن به اشتغال كامل "بر مي خوريم كه بديهي است بخش فرهنگ در اشتغال زايي سهمي بسزا دارد.

حتي در بند آخر نيز كه صحبت از" داراي تعامل سازنده و مؤثر با جهان براساس اصول عزت، حكمت و مصلحت" شده نيز مبرهن است كه تحقق مفاد مبتني بر توسعه عناصر و مؤلفه هاي فرهنگ ايران يو اسلامي و معرفي آندر سطح بين المللي است.

و از جمله ماموریتهای فرهنگی ایران را می توان به شرح ذیل عنوان کرد ؛

1-  ماموريت فرهنگي در جمهوری اسلامی ایران ؛ عبارت است از چشم‌انداز «رهبري نظام فرهنگي در سطح ملي با آگاهي از محيط داخلي و بين‌المللي، توانمندي‌ها، ظرفيت‌ها، قوانين و ارزش‌ها و هنجارهاي دروني كه نسبت به راهبري منابع سيستم تلاش مي‌كنند» . اين ماموريت:

الف) چيستي سازمان يا نظام فرهنگي را تبيين مي‌كند.

ب) بيان كننده‌ي آرزوها و آرمان‌هاي نظام فرهنگي است.

ج) امكان رشد و خلاقيت در اجزاي سيستم و ساختار نهادها و كادرهاي فرهنگي را ايجاد مي‌كند.

د) با نگرش دقيق بر چالش‌ها و تهديدات فرهنگي، ما را در حل آن‌ها ياري مي‌رساند.

هـ) از نظر جهت‌گيري و درك شرايط پويا مي‌باشد.

به تعبير پيتر دراكر «ماموريتي كه به قدر كافي الهام‌بخش انديشه نيست، تنها دليل ناكامي سازمان يا نهاد مي‌باشد».

2-  « ماموريت» مقصود و ارزش‌هاي اصلي سازمان (و حوزه‌ي عملكرد آن) را مشخص مي‌نمايد. در واقع عبارتي است كه دليل وجودي سازمان (يا فلسفه‌ي وجودي آن) را بيان مي‌دارد.

3- « ديدمان استراتژيك » فراي بيانيه ماموريت سازمان بوده و چشم‌اندازي را مشخص مي‌كند كه سازمان بدان‌جا مي‌رود و به آن تبديل مي‌شود.

ادامه دارد ...

 

مناسبت نامه

 

روزشمار شعبان

- پنجشنبه 24/تیر ماه/1389 ... مصادف با 3 شعبان 1431 قمری ...

" فرخنده میلاد سرور آزادگان حضرت امام حسین(ع) و روز پاسدار "

 

- جمعه 25/تیرماه/1389 ... مصادف با 4 شعبان 1431 قمری ...

" ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) و روز جانباز "

 

- شنبه 26/تیرماه 1389 ... مصادف با 5 شعبان 1431قمری ...

" فرخنده میلاد امام سجاد(ع) "

 

- جمعه 1/ مرداد ماه/1389 ... مصادف با 11 شعبان1431 قمری ...

" ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان "

 

- سه شنبه 5/ مردادماه/1389... مصادف با 15 شعبان1431 قمری ...

" خجسته میلاد حضرت ولی عصر (عج)،امام مهدی(ع) و روز جهانی مستضعفین"

و "سالروز برگزاری اولین نماز جمعه پس از انقلاب در تهران (روز نماز جمعه)"

 

اعیاد شعبانیه

 

 

" اعیاد مبارک شعبانیه "

بر عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت مبارکباد

عیدانه 3

 حضرت پیامبر(ص) :

" شعبان ؛ ماه من است ، پس روزه بدارید در این ماه برای محبت پیغمبر خود و برای تقرب بسوی پروردگار خود..."

 عیدانه4

از جمله اعمال مشترکه ماه پرفضیلت شعبان :

1- هر روز هفتاد مرتبه بگوید ؛ « استغفرالله و اسئله التوبه » .

2- هر روز هفتاد مرتبه بگوید ؛ « استغفرالله الذی لااله الا هو الرحمن الرحیم الحی القیوم و اتوب الیه » و در بعضی روایات « الحی القیوم » پیش از «الرحمن الرحیم» است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده می شود که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هر که هر روز  از این ماه استغفار کند هفتاد مرتبه مثل آن است که هفتادهزار در ماههای دیگر استغفار کرده است. 

3- صدقه دهد در این ماه اگر چه به نصف دانه خرمایی باشد تا حقتعالی بدن او را بر آتش جهنم حرام کند.

4- در تمام این ماه هزار بار بگوید ؛ «لااله الا الله و لانعبد الا ایاه مخلصین له الدین و لو کره المشرکون» ، که ثواب بسیار دارد، از جمله آنکه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند.

5- در هر پنجشنبه این ماه ، دو رکعت نماز کند ، در هر رکعت بعد از حمد صدمرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالی برآورد هر حاجتی که دارد از امور دین و دنیای خود و روزه اش نیز فضیلت دارد و روایت شده که در هر روز پنجشنبه از ماه شعبان ، زینت می کنند آسمانها را ، پس ملائکه عرض می کنند ؛ خداوندا بیامرز روزه داران این روز را و دعای ایشان را مستجاب گردان و در خبر نبوی است که هر که روز شنبه و پنجشنبه از شعبان را روزه دارد ، حق تعالی بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجتهای آخرت او را برآورد.

6- در این ماه ، صلوات بسیار فرستد و ...

منبع : کلیات مفاتیح الجنان ( حاج شیخ عباس قمی)

 

حضرت علی (ع) :

« روزه سه روز از هر ماه، چهارشنبه(دهه وسط ماه) ، پنجشنبه اول و آخر ماه، و نیز روزه ماه شعبان ، وسوسه های سینه و تشویش های دل را از بین می برد. (الخصال،2/612)

خبر

 

به نقل از سرتیتر ...

جلسه "ستاد بازسازی عتبات عالیات در شهرستان فراشبند" ؛

روز یکشنبه 20/4/1389 باحضور آقای مختارزاده ؛ مسئول ستاد بازسازی عتبات عالیات در استان فارس در محل فرمانداری شهرستان به ریاست حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا پناهیان ؛ امام جمعه شهرستان برگزار شد ...

 

مختار زاده ؛ مسئول ستاد بازسازی عتبات عالیات در استان فارس در بیان خود ؛ ضمن تشریح برخی فعالیت های ستاد عتبات عالیات فارس و همچنین همکاری ها و فعالیتهای واحدهای شهرستانی ستاد و تقدیر و تشکر از ایشان ، گفتند ؛ از سال گذشته مقرر شد که این ستاد در استان بصورت شورایی با مجموعه ای 9 نفره و همچنین 3 نفر به عنوان عضو افتخاری در سطح استان ، در قالب « شورای سیاستگذاری ستاد عتبات عالیات فارس» فهالیت کند ( با اساسنامه و همراه با قوانین مدون) که در راس این ستاد ؛ نماینده محترم ولی فقیه در استان ؛ آیت الله ایمانی قرار دارند .

ایشان در ادامه افزودند ؛ بر اساس برنامه شورای سیاستگذاری ستاد عتبات عالیات استان ؛ روال کار بدین منوال است که در شهرستانها نیز واحدهایی ایجاد و فعالیت کنند.

در هر شهرستان ؛ امام جمعه شهرستان به عنوان مسئول ستاد عتبات عالیات در شهرستان (با صدور حکم از سوی نماینده محترم ولی فقیه در استان، آیت الله ایمانی) ، فرماندار شهرستان به عنوان معاون ستاد عتبات در شهرستان(با صدور حکم از سوی استاندار) و همچنین فرمانده سپاه شهرستان و مسئول اداره اوقاف شهرستان بعلاوه تعدادی از معتمدین در سطح شهرستان در قالب شورای ستاد عتبات عالیات در شهرستان خواهند بود.  

 

 

گل حجاب

 

برخی عوامل و زمينه هاي مؤثر بر رشد بدحجابي و بی حجابی :  

1. تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي در جامعه  

رفتار انسان محصول انديشه و بينش او است. در جامعه اسلامي بر هر فرد مسلمان بر اساس جهان بيني و باورهاي اعتقادي خويش عمل مي كند. حجاب نيز نماد و تبلور اعتقادات فردي است. هر اندازه افراد از نظر اعتقادي و مذهبي قويتر باشند، رفتارها، عملكردها و نوع پوشش و لباسشان نيز مطابق با اصول و معيارهاي مذهبي و ديني خواهد بود.  

شواهد نشان مي دهد كه در سالهاي پس از انقلاب باورها و اعتقادات مذهبي در جامعه به ويژه در ميان نسل جوان و نوجوان كمرنگ شده است . البته اين به معناي نفي گرايش هاي قوي مذهبي نيست، بلكه نشان دهندة افزايش بزهكاري در جامعه است.

تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي خود معلول چندين عامل است. يكي از عوامل عمدة آن القاي اين تفكر است كه دين توانايي حلّ مشكلات بشر را در اين زمان ندارد.

اين تفكر انحرافي باعث شده است تا جوانان و نوجوانان، قوانين و احكام مذهبي را زير پا بگذارند و به انواع انحرافات اخلاقي از جمله بدحجابي و بي حجابي، رو آورند.

2. تهاجم فرهنگي دشمن

يكي از عوامل رواج بدحجابي و بي حجابي تهاجم فرهنگي غرب در جامعة ما است.

از آنجا كه در غرب و اروپا، معنويت و مذهب به حاشية زندگي خزيده است همة وجود زن براي استفاده هاي جنسي مطرح شده است. غرب با گريزان كردن دختران از چادر و حجاب كامل، در واقع بين آنان و ارزشهاي جامعه شان فاصله ايجاد كرده است. كشورهاي غربي به شيوه هاي مختلف اين ايده و تفكر را در جوامع اسلامي ترويج نموده تا حدودي موفق بوده اند.

3. گسترش روحية غربگرايي و غرب زدگي

علاوه بر تهاجم فرهنگي كه از برون مرزها اعمال مي شود، نوعي روحية غربگرايي و غرب زدگي در خود جوانان و نوجوانان نيز به چشم مي خورد. تلقي برخي افراد اين است كه اگر بخواهيم متمدن و پيشرفته شويم بايد در رفتار عملكرد، نوع و مدل لباس از غرب تقليد كنيم. در اين رويكرد، متمدن شدن به معناي غربي شدن و تقليد از الگوها و هنجارهاي غربي است؛ لذا برخي جوانان و نوجوانان كه از نظر اعتقادي و ديني باورهاي لازم را ندارند، تلاش مي كنند در نوع پوشش و لباس از غرب تقليد كنند .  

4. تقليد از الگوهاي غربي و خارجي

از ديگر عوامل و زمينه هاي رشد بدحجابي و بي حجابي در ميان جوانان و نوجوانان ناديده گرفتن الگوهاي خودي و روي آوري به الگوهاي بيگانه است. روشن ترين و صريحترين اظهار نظر در اين زمينه همان مصاحبه اي بود كه "اوشين" به عنوان الگوي زن امروز معرفي گرديد و شخصيت و مقام معنوي حضرت زهرا(س) به فراموشي سپرده شد. اين سخن باالصراحه به زبان يكي از دختران نسل امروز جاري شد، اما بازخواني ذهن و رفتار همه يا اكثريت كساني كه حجاب و مسايل اسلامي را مراعات نمي كنند، نشان دهندة همين نوع تفكر است.

5. خلأ فرهنگي در جامعه

يكي از مهمترين ريشه هاي ترويج بي حجابي و بدحجابي، پيدايش خلأ فرهنگي در جامعه است هيچ جامعه اي تا آمادگي نداشته باشد، از فرهنگ بيگانه تأثير نمي پذيرد. بنابراين تهاجم فرهنگي و وجود الگوهاي نامناسب به خودي خود كارساز نيست بلكه نياز به زمينة مساعد يعني خلأ فرهنگي و فكري دارد.

6. ضعف و ناهماهنگي نهادهاي اجتماعي

هر يك از نهادهاي اجتماعي هم چون خانواده، مدرسه، نهاد دولت و... عهده دار مسئوليت و وظايف شخصي از كاركردهاي يك جامعه هستند. فرايند عملكرد اين نهادها و نيز تعامل و همسويي آن ها چگونگي حركت فرهنگي يك جامعه را مشخص مي كند. اگر هر يك از نهاد هاي اجتماعي وظايف خويش را به خوبي و در راستاي اهداف اسلامي انجام داده و گرايش دختران نوجوان را به حجاب و ديگر مسايل اسلامي تقويت كنند، بي حجابي و بدحجابي در جامعه پديدار نخواهد شد. آسيب پذيري زماني آغاز مي شود كه هر يك از نهادها يا وظايف خويش را انجام ندهند و يا همسو و هم راستا با اهداف كلي جامعه حركت نكنند در چنين شرايطي تهاجم فرهنگي و بي حجابي و بدحجابي در جامعه رواج خواهد يافت.

جامعة يكپارچه و آسيب ناپذير در برابر تهاجمات دشمنان، جامعه اي است كه بين نهادهاي اجتماعي آن پيوند عميق و گسست ناپذير وجود داشته باشد. جامعه اي كه به صورت يد واحده، با وحدت واقعي و همگاني در تمام صحنه هاي اجتماعي و فرهنگي شكل گرفته است نه تنها مرعوب و مقهور تهاجم بيگانگان نمي شود بلكه هم چون دژي مستحكم در مقابل تهاجم آنان پايداري مي كند. نمونة اين پاسداري را مي توان در دفاع مقدس در برابر تهاجم نظامي و اقتصادي بيگانگان به خوبي نظاره كرد. در آن زمان كه ارزش ها بر جامعه حاكم بود، انحرافات اخلاقي، بي حجابي و بدحجابي و استفاده از مدها و الگوهاي غربي در جامعه ديده نمي شد.

يگانه راه اصلاح انحرافات و به تعبير شما "توبة فرهنگي"، تقويت اعتقادات و باورهاي ديني و مذهبي افراد جامعه است. و اين وظيفه اي است سنگين كه به دوش اولياء، مربيان و اقشار مختلف جامعه نهاده شده است هر چند سالم سازي و پاكسازي محيط جامعه از افراد منحرف و ابزار و وسايل آلوده كننده و لباس هاي مد غربي، يك ضرورت است. ليكن بايد توجه داشت مصون سازي افراد در برابر هجوم بيگانگان از اهميت بيشتري برخوردار است. مصون سازي وابسته به خودآگاهي است. دختران بايد بگونه اي تربيت شوند كه آگاهانه و با اختيار كامل از آلودگي، گناه و بدحجابي پرهيز نمايند. به عنوان مثال، جمع آوري لباس هايي با طرح و آرم غربي كه هر كدام پيام هاي خاصي براي جوانان و نوجوانان دارد، در شرايط فعلي لازم و ضروري است. اما كافي نيست، بايد بذر ايمان و تقوا را در درون جان افراد بارور نمود تا با اراده و خودآگاهي كامل از انحرافات دوري كنند. و از طرفي بايد امر به معروف و نهي از منكر اين دو اصل در جامعه اجرا شود و در آخر بايد گفت اصلاح انحراف هميشه سخت تر است از خود فرايند انحراف است چرا كه انحراف و هوس راني خود سراشيبي است و نياز به زحمت ندارد انسان مهار (شناختي و ...) خود را رها كند رفته است اما اصلاح سخت است و بايد موانع آن را برطرف كرد و سعي و زحمت مبارزه با طاغوت، تهاجم فرهنگي شيطان و هوس را چند برابر كرد.

 

عیدانه

 

پرسیدم از قلم کدامین کلام نغز

در مجمع حروف الفبا سرآمد است

فورا به روی صفحه کاغذ دوید و گفت

بعد خدا ؛ محمد و آل محمد(ص)است

عیدانه1

" عاشقان عیدتان مبارک "

عیدانه2

 

ای نام تو جانبخش تر از آب حیات 
محتاج تو خلقی به حیات و به ممات

از بعثت انبیاء و ارسال رسل
مقصود تو بودی ، به جمالت "صلوات"

 

 

شهید گمنام

 

تقدیمی به...

شهید گمنام

من كه تو را خوب مي شناسم،تو شايد براي آنها كه من باب ثواب به زيارت  اهل قبور مي آيند گمنام باشي، همگي از كنارت بگذرند و بي توجه، چرا كه نامت را در خاك ننوشته اند، چرا كه سنگ قبرت از مرمر سفيد نيست، قاب عكس نداري هيچ فانوسي بر مزارت نورافشاني نمي كند، حتي سنگ قبرت تنهاست كه با آبي شستشو نگرديد!

ولي من تو را خوب مي شناسم، خيلي خيلي خوب تو براي من گمنام نيستي، نامت بسيجي است، شهرتت دريادل و پدرت خميني...

من تو را بارها و بارها در هفت تپه ديده بودم، آنگاه كه در صبح گاه ها با گروهانتان مي دويدي، تيربار بر دوشت سنگيني مي كرد اما لبخندت از چهره بيرون نمي رفت.

آن گاه كه براي نماز وارد حسينيه مي شدي آرام و آهسته گوشه اي مي رفتي، قرآن كوچكت را از جيب پيراهنت در مي آوردي و شروع به قرائت مي كردي، خدا كه با تو حرف مي زد برمي خاستي و به نماز مي ايستادي تا تو نيز با او راز بگويي. از دور حركات لبت را مي ديدم و اشك هاي متصل چشمت را كه بي امانت كرده بود، براي اينكه كسي متوجه حالت نگردد پي در پي با گوشه چفيه ات گونه هايت را خشك مي كردي.

آنگاه كه نيمه شبها پهلو از بستر مي كندي، فانوس آويخته از ميله چادر را برمي داشتي و بيرون مي زدي، پوتين هايت را كه هميشه در جاي مخصوص قرارشان مي دادي، بي سروصدا مي پوشيدي من ديگر تو را نمي ديدم و فقط وقتي براي نماز صبح به حسينيه مي آمدم چشمانت را خون گرفته بود، اما وقتي سلامت مي دادم به رويم مي خنديدي بگونه اي كه انگار كه مدتهاست با حبيب خلوت كرده و در دامنش مي گريستي.

و در دل شياري تنها در خودت سير كردي تو بودي و صفحه اي كاغذ و يك خودكار، و...خدا،خمپاره اي در كنارت نشست تمام وجودت آتش شده بود درست  مثل پروانه اي شعله ور از عشق شمع ساكت و آرام بر زمين افتادي و شدي شهيد گمنام پس تو گمنام نيستي. تو گمنام نديده اي بيا تا نشانت دهم،موجوداتي در اين دنيا هستند كه همه نامشان در نانشان پيچيده كه اگر نانشان را ببري ديگر كسي آنها را نمي شناسد...

مردانگي و شرف ديانت و ايثار، غيرت حسيني و زينب، امام و شهادت در دايره ايده آل هاشان محلي از اعراب ندارد، تمام عشقشان اين است كه...اگر چه بقيمت شرف خود،...و همين، زندگي براي آنها همين است بخدا قسم همين است به همين پوچي. آري تو گمنام نيستي. و مادرت نيز، تاكنون نديده اي هر شب جمعه كه به گلزار شهدا مي آيد يكراست قصد كوي شهيدان گمنام مي نمايد، بر سر هر قبري كه نام و نشاني ندارد مي نشيند و فاتحه اي مي خواند اما اگر دقت كرده باشي به اينجا كه مي رسد بي اختيار اشك از چشمانش جاري مي شود، آري او اينجا احساس ديگري دارد.بوي خون شيربچه اش را اينجا به خوبي استشمام مي كند، واما خوش به حالت كه از ميان اين همه نام، نام گمنامي را انتخاب كردي. ولي بدان اي دريا دل كه اگر گمنامي اين است بايد بداني كه از اين گمنام تر هم در اين عالم بوده، مي پرسي چه كسي؟ از خودش بپرس او اكنون در بهشت با شماست به او بگو كه وقتي خواهرش بر جنازه اش حاضر شد چه گفت؟أأنت أخي؟ أأنت بن والدي!يا حسين

 اتقوا معاصي الله في الخلوات فانٌ الشاهد و هو الحاكم  (مولاي متقيان علي (ع))

آري تقوا آنجايي معنا و مفهوم مي يابد كه محيط براي انجام گناه آماده باشد اما افسار پرهيزگاري بر نفس سركش بزني و او راباز داري، و چه لذتي دارد وقتي اين تن حريص را و اين وجود خواهنده را از خواهشهاي بي حيايش و از لذٌات زود گذرش محروم كني. تقوا يعني در برابر نامحرم قرار بگيري، نامحرمي كه تمامي صفات مورد پسند تو را داشته باشد اما پرده چشم فرو اندازي و حتي نيم نگاهي به طول يك هزارم ثانيه نيز بر او نيفكني، تقوا يعني معنويت كاذب تو را جذب نكند، شيطان دل كوچكت را اسير نكند، مقام و پست تغييرت ندهد، امكانات حريصت نكند،  پول و ثروت تجٌمل پرستت نكند، هواي شهد تو را از فضاي پاك و خالص روستا جدا نكند، يعني فرصت ها و موقعيت ها شخصيت را گم نكند، تقوا يعني وقار، متانت، حجاب، تقوا يعني فرار از گناه، تقوا يعني دست رد زدن به خواهش هاي بزرگ و كوچك نفس، تقوا يعني شناختن مرزهاي گناه، تقوا يعني تميز دادن بين صواب و عقاب، تقوا يعبي خلوت با خود و خدا، تقوا يعني خود را در معرض ديد خدا و صد و بيست و چهار پيامبر وچهارده معصوم و ميليونها شهيد ديدن و مستقيم حركت كردن، تقوا يعني پرهيز از خطا، يعني سپردن خود به خدا، يعني توكل و رضا، تقوا يعني ترس از گناه، ترس از عقوبت گناه و ترس از خشم خدا.

 

 

مهدی بیا

 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، غروب ...

نه آقا! دیگه شعر را ادامه نمی دم! چون هنوز غروب نشده! هنوز هم نگاه ها به در هست! هنوز هم منتظر ظهورتون هستیم!

آقا امروز روز جمعه هست! همون روزی که ما را به مهمونی دعوت کردید! همون روزی که ما را راه دادید. آقا مگه پیامبر راستین ما (ص) نگفته اگه یک روز هم مونده باشه خدا آنقدر اون روز رو بلند می کند که شما بیاید! آقا الان نزدیک های غروب جمعه هست!

آقا اومدم شما را به جان مادرتون قسم بدم، آقا بیا! آقا بغض های ما نمی تونه مثل بغض علی (ع) تو چشمامون خار بشه! نمی تونیم با این رسوب های تو گلومون نفس بکشیم! آقا اگه امروز نیای دوباره به غم ما اضافه می شه ها، غریب تر میشیم!!

نه! نه! آقا نیا! آقا ما خودمون را آماده نکردیم! آخه فقط دعا کردن که نشد کار! آقا چکار برای ظهورت کردیم! چقدر به نمازهامون، روزه هامون ، خمسمون، زکاتمون اهمیت می دیم!! نه آقا نیا! آقا اگه بیای همون بلایی سرتان می آید که سر امام حسین(ع) آوردند! دعوتش کردند اما وقتی آمد کشتند، دزدیدند ...

اللهم عجل لولیک الفرج

مولای من ...

 

میلاد حضرت امیرالمومنین علی (ع)

و

روز پدر مبارکباد

از علی گفتن، نه در توان محدود ذهن های ماست که راهی به افلاک عظمت او نداریم و نه حتی در قدرت واژه ها که جرعه هایی از اقیانوس وجود او را به سطر آورند، ولی به رسم ادب، به آزِ ثواب و به قصد خوشه چینی از خرمن بی کرانه وجودش، ظرف کوچک ادراکمان را زیر باران عظمت او گرفته ایم. این سطرهای ناچیز به این نیت نگاشته شده اند.

در گلبرگهای گذشته، به بهانه تولد آن مولود، شب قدر، شهادت ایشان و حتی صفحه های ثابت درس هایی از نهج البلاغه برای سال امام علی علیه السلام ، گلبرگ های بسیاری از معرفت گرد هم آمده اند. در این نوشته کوتاه، شبنمی به آن سبزه ها افزوده ایم.

مولا1

علی علیه السلام تجلی زیباترین ها

زیباترین ولادت: شرافت ولادت در مهبط وحی و فرودگاه فرشتگان الهی؛ یعنی کعبه، تنها، افتخار اوست. زیباترین نام: نام او از نام خدا مشتق شد؛ علی.

زیباترین معلم: در محضر برترین وجود هستی زانوی آموختن بغل گرفت؛ در مکتب رسالت.

زیباترین ایثار: در شب نیرنگ کفر باوران برای قتل پیامبر، او بود که شجاعانه شمشیرها را انتظار کشید.

زیباترین عبادت: غرق در بحر دلدادگی، بی خود از خود، تیر را این هنگام باید از پای او بیرون کشید.

زیباترین حماسه: بدر، احد، خیبر، خندق؛ کدام کس را یارای هماوردی با اوست.

زیباترین سخنان: سخنش فروتر از سخن خالق و فراتر از سخن مخلوق بود؛ برادر قرآن.

زیباترین شهادت: هنگام عشق بازی با خدا، در محراب بندگی!

و علی (ع) ... زیباترین تجسم پدر ...

اعتکاف ...

 

اعتکاف ؛ عبادتی کامل  :

اعتكاف فرصت ‏بسیار مناسبى است تا انسانى كه در پیچ و خم‏هاى زندگی مادى غرق شده، خود را بازیابد و به قصد بهره بردن از ارزش‏هاى معنوى از علایق مادى دست ‏بكشد و خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا كند كه او را در راه راست ثابت نگهدارد تا بتواند به دریای بیكران انس و مهر خداوند كه یكسره مغفرت و رحمت است، متصل شود.

در اعتكاف مى‏توان خانه دل را از اغیار تهى كرد و نور محبت‏ خدا را در آن جلوه گر ساخت؛ مى‏توان خود را وقف عبادت كرد و لذت میهمان شدن بر سر سفره احسان و لطف الهى چشید؛ مى‏توان زمام دل و جان را به دست‏ خدا سپرد و همه اعضا و جوارح را در حصار اراده حق به بند كشید. مى‏توان به خویشتن پرداخت و معایب و كاستى‏هاى خود را شناخت و در جست و جوى معالجه بود؛ مى‏توان نامه عمل را مرور كرد و به فكر تدارك و جبران فرصت‏هاى از دست رفته بود؛ مى‏توان به مرگ اندیشید و خود را براى حضور در پیشگاه خداى «ارحم الراحمین‏» آماده كرد.

آرى! "اعتكاف" فصلى است ‏براى گریستن، براى ریزش باران رحمت، براى شستن آلودگى‏هاى گناه، براى تطهیر صحیفه اعمال، براى نورانى ساختن دل و صفا بخشیدن به روح.

 احکام اعتکاف :

اعتکاف ؛ عبارت است از توقف و ماندن در مسجد به قصد عبادت . بنابراین صرف ماندن در مسجد بدون قصد عبادت ، اعتکاف نامیده نمی شود ، زیرا اطلاق ادله اعتکاف ، انصراف دارد به آنچه مسجد برای آن ساخته شده ، که آن عبادت خدا و بندگی اوست ، نه توقف در مسجد بدون هیچ عبادت دیگر در حالی که غرق در مسائل دنیوی است و اهمیتی به چیز دیگر نمی دهد .

زمان اعتکاف :

اعتكاف؛ از نظر زمان محدود به وقت ‏خاص نیست؛ تنها از آن رو كه لازمه اعتكاف، روزه گرفتن است، باید در زمانى اعتكاف شود كه شرعا بتوان روزه گرفت. پس هر گاه روزه گرفتن صحیح باشد، اعتكاف نیز صحیح است، ولى بهترین زمان براى اعتكاف دهه آخر ماه مبارك رمضان، و ایام البیض ماه رجب است. در كشور ما اكنون اعتكاف در سه روز از ماه رجب بیش از اعتكاف در دهه پایانى ماه رمضان رواج دارد ...

شرایط اعتکاف :

هشت چیز در صحت اعتکاف شرط است ؛

شرط 1 . ایمان .

شرط 2. عقل .

شرط 3. قصد قربت ؛

- قصد قربت؛یعنی انجام عمل صرفا برای رضایت خداوند؛ در همه عبادات از جمله اعتکاف شرط است . بنابراین ، چنانچه هدف معتکف ریا و خودنمایی و مانند آن باشد، اعتکافش باطل است .

- در صورتی که اعتکاف های متعددی بر عهده داشته باشد (مثل اینکه بر اثر نذر ، قسم ، عهد و شرط ضمن عقد ، چهار اعتکاف بر خویش واجب کرده باشد) باید علاوه بر قصد قربت ، در نیّت خود ، هر چند اجمالا معین کند که کدام یک از اعتکاف های مذکور را به جا می آورد .

- بازگشت و عدول از نیت اعتکاف جایز نیست ، هر چند هر دو مستحب یا واجب باشد . بنابراین کسی که دو اعتکاف بر اثر نذر و قسم بر او واجب شده و اکنون به نیت انجام اعتکاف نذری معتکف شده ، نمی تواند نیت خود را به اعتکاف دیگر تغییر دهد . همچنین تغییر نیت اعتکافی که به نیابت از سوی فلان میّت صورت گرفته ، به میّت دیگر یا به انسان زنده جایز نیست .

شرط 4 . روزه ؛

- لازم نیست روزه مخصوص اعتکاف باشد ، بلکه با هر روزه ای اعتکاف تحقق می یابد . بنابراین می تواند با روزه های مستحبی ، یا روزه قضای ماه رمضان ، یا کفاره ماه رمضان یا کفاره نذر و عهد و قسم و قتل و مانند آن معتکف شود. حتی اگر نذر اعتکاف کرده باشد (که بدین وسیله اعتکاف واجب گردیده)می تواند روزه مستحبی بگیرد . البته یک استثنا وجود دارد و آن روزه استیجاری است که قناعت کردن به آن مشکل است .

شرط 5 . کمتر از سه روز نباشد ؛

- هرگاه شخصی نیّت اعتکاف کمتر از سه روز کند( مثلا یک یا دو روز) اعتکافش باطل است ، اما بیش از سه روز اشکاکی ندارد . هر چند مقدار اضافه ، یک روز یا قسمتی از یک روز یا یک شب یا قسمتی از یک شب باشد . (ولی بنابر احتیاط واجب ، هرگاه دو روز اضافه می کند ، روز سوم را بر آن بیفزاید.)

- منظور از روز در شرط 5 ، از ابتدای طلوع فجر(هنگام اذان صبح) تا غروب آفتاب است ؛ هر چند احتیاط آن است که تا اذان مغرب محاسبه شود . بنابراین اعتکاف شب اول و شب چهارم واجب نیست ، هر چند جایز است ؛ ولی شب دوم و سوم واجب است .

شرط 6 . در مسجد جامع باشد ؛

- اعتکاف باید در مسجد جامع باشد و منظور از مسجد جامع ؛ مسجدی است که بطور مرتب در آن نماز جماعت برگزار گردد (یا حداقل از سه نوبت شبانه روز ؛ یک نوبت ، نماز جماعت در آن برگزار شود ) ؛ در تمام چنین مساجدی ، اعتکاف جایز است .

شرط 7 . اذن شوهر ، والدین و صاحب کار ؛

- هرگاه اعتکاف زن ، منافات با حقوق شوهر داشته باشد، باید اجازه شوهر را جلب کند و اگر منافات هم نداشته باشد ، احتیاط واجب در رضایت شوهر است .

شرط 8 . از مسجد خارج نشود ؛

- تفاوتی بین انواع توقف و بودن در مسجد نیست . بنابراین می تواند بایستد ، یا بنشیند یا بخوابد یا راه برود ، زیرا آنچه لازم است اینکه به قصد عبادت در مسجد توقف کند ؛ به هر شکلی که باشد .

- خارج شدن از مسجد ، عمدا ، موجب بطلان اعتکاف است و از روی فراموشی نیز بنابر احتیاط چنین است .

- مواردی که خروج از مسجد جایز است ؛

الف) برای ادای شهادت در دادگاه .

ب) برای شرکت در نماز جمعه ولی برای شرکت در نماز جماعت با توجه به اینکه نیازی به این کار نمی باشد ، جایز نیست ، زیرا در مسجد جامع معمولا نماز جماعت برگزار می شود .

ج) جهت حضور در تشیع جنازه مومنین ، هر چند این امور بر او واجب نشده باشد .

د) در سایر ضروریات عرفیه یا شرعیه واجب ، چه مربوط به امور دنیایی باشد یا مربوط به امورآخرت. چه مصلحت خودش باشد یا مصلحت دیگری آن را اقتضا کند . ولی در غیر موارد مذکور نباید از مسجد خارج شود .

آداب اعتکاف در کلام امام علی (ع) :

« بر معتکف لازم است در مسجد اعتکاف ببندد و همواره به یاد خدا باشد و تلاوت قرآن کند و نماز به جای آورد ، در مورد امور دنیا سخن نگوید ، شعر نخواند و خرید و فروش ننماید . در تشییع جنازه حاضر نشود و از بیماری عیادت نکند و از مسجد خارج نشود و داخل خانه ای نگردد ، با غیر همجنس خلوت نکند و در مورد مسائل جنسی سخن نگوید و با کسی مراء و جدال نکند . هر چقدر از سخن گفتن با مردم اجتناب کند ، برای او بهتر است .» (دعائم الاسلام،ج1)