بديهى است كه زندگى مطلقا نياز به آرامش و امنيت‏ خاطر دارد و قرآن ازدواج را مايه و منشا اين آرامش معرفى كرده و مودت و رحمت را رابط پايدارى ازدواج دانسته است.

هرچند مودت و رحمت‏ به عنوان صفا آفرين ميان زن و مرد از طرف خداوند عطا مى ‏گردد اما مطلق نيست، بلكه در زوج‏هاى مناسب و همتا و كفو عرضه مى‏ شود و لذا اسلام توصيه مى‏ كند كه در تشكيل زندگى مشترك و مزدوج از جفت مناسب و همسر هم‏كف و انتخاب شود.

ناگفته نماند كه در ازدواج انگيزه‏هاى مختلف و فراوانى براى زن و مرد وجود دارد انگيزه زيبائى؛ انگيزه شهرت خانوادگى؛ انگيزه ثروتمندى و دارائى آنها؛ انگيزه دينى و اخلاقى و منش خانوادگى.

تمامى اين انگيزه‏ها براى زن و مرد هر دو مطرح است و هركدام به اقتضاى آنها پا در ميان گذارده و به خواستگارى رفته و دعوت به زوجيت و همزيستى مشترك مى ‏نمايند و اجمالا انگيزه‏هاى نامشروع و نامعقولى نمى ‏باشند اما نگرش ژرفا و عميق اسلام كه تمام جوانب زندگى و سرنوشت زن و مرد را در نظر مى‏ گيرد، گرايش به اين انگيزه‏ها را تعديل مى‏ كند.

حضرت رضا عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه وآله نقل كرده است كه فرمود: «اطلبوا الخير عند حسان الوجوه فان فعالهم احرى ان يكون حسنا» . «خير و خوبى را نزد خوب رويان جستجو كنيد براى اين كه كارهاى آنها سزاورتر است كه زيبا باشد اما نبايد تنها زيبائى و شهرت و مال‏دارى انگيزه باشد» .

رسول خدا در خطابه‏اى در همين رابطه فرمود:

«ايها الناس اياكم و خضراء الدمن قيل يا رسول الله و ما خضراء الدمن قال: المراة الحسناء في منبت السؤء» (وسائل الشيعة ، ج‏14، ص 29) .

اى مردم برحذر باشيد و دورى كنيد از خضراء دمن. گفته شد يا رسول الله خضراء دمن كدام است؟ فرمود: زن زيباروئى كه در خاستگاه بد بوده باشد. يعنى زنى كه زيبا و پرى چهره و خوشكل است، اما دين و اخلاق خانوادگى ندارد و خانواده او نااصل باشند» .

و در رابطه با انگيزه شهرت‏طلبى و كسب عنوان؛ پيامبر فرمود: «من نكح امراة حلالا بمال حلال غير انه اراد به فخرا و رياء و سمعة لم يزده الله بذالك الا ذلا و هوانا» (وسائل الشيعة: ج‏14، ص 32) .

«كسى كه با زنى به‏ طور مشروع با مال حلال ازدواج كند و منظور او از اين ازدواج خودنمائى و رياء و شهرت باشد، خداوند جز ذلت و خوارى بر او نيافزايد» .

بنابراين هرچند انگيزه‏هاى مذكور در تشكيل خانواده نقش مهمى دارند، اما مهمتر از همه كفو بودن شرط است. امام صادق ‏عليه السلام كفو بودن را اينگونه بيان مى‏ كند كه: «الكفو ان يكون عفيفا و عنده يسار» (وسائل الشيعة: ج‏14، ص 52) . «همتائى عبارت از آن است كه همسر پاكدامن و با حياء و متمكن باشد» .

رسول خداصلى الله عليه وآله در باره زن و مرد هم‏ كفو كه با ازدواج مى ‏توانند مورد مودت و رحمت الهى قرار بگيرند، اينگونه بيان مى ‏كند.

در مورد مرد، دين و اخلاق را ملاك قرار داده و فرمود:

«اذا جائكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه. انكم الا تفعلوه تكن فتنة في الارض و فساد كبير» (وسائل الشيعة، ج‏14، ص 51) .

«هرگاه كسى كه از دين و اخلاق او راضى بوديد، براى خواستگارى پيش شما آمد، دختر خود را به او بدهيد كه اگر اجابت نكنيد فتنه و فساد بزرگى در زمين واقع مى ‏شود» .

و درباره زن همتاى مرد دين‏ دار و خليق چنين فرمود: «ما استفاد امرء مسلم فائدءة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة تسره اذا نظر اليها و تطعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها في نفسه و ماله‏» (وسائل الشيعة، شيخ حر عاملى: ج‏14، ص 23) .

«مرد مسلمان بعد از اسلام فائده بهتر و برتر از زوجه و همسر مسلمانى به دست نياورده كه هنگامى كه او را مى ‏بيند وى را خوشحال و شاد گرداند و هنگامى كه دستورى به او مى ‏دهد، اطاعت نمايد و در غياب او خود و مال وى را مراقبت و محافظت نمايد» .

بنابراين مودت و رحمت و آرامش كه هديه الهى است، و در زندگى مشترك ميان زن و مرد ضرورى و لازم است، در صورتى عرضه مى ‏شود كه اساس انگيزه گزينش همسر، انگيخته دين و اخلاق باشد