شهيد شاخص بسيج دانش آموزي در سال 1390
شهيد مرحمت بالا زاده



"شهيد مرحمت بالازاده"

نام پدر  :  حضرتقلي

تاريخ تولد  :  1349/3/17

تحصيلات  :  دانش آموز

تاريخ شهادت  :  1363/12/21
محل شهادت  :  جزاير جنوبعمليات  :  بدر

با آن جثه كوچك، قيافه معصومانه و دوست داشتني، به فرمانده روحيه بچه ها تبديل شده بود
به درخواست امام جمعه شهر، قبل از خطبه هاي نماز جمعه براي مردم سخنراني و آنها را براي رفتن به جبهه تشويق مي كرد

در يكي از عمليات ها كه در حال برگشت به موقعيت خودشان بود، با نيروهاي دشمن مواجه مي شود
آن شهيد قهرمان اسلحه اي هم در اختيار نداشته است، ولي ناگهان متوجه شيئي مي شود و آن را بر مي دارد و به عربي مي گويد: "قف" يعني "ايست" آنها از ترس و وحشت تسليم او مي شوند و مرحمت در تاريكي شب آنها را به مقر مي آورد.


مرحمت براي اينكه نيروهاي دشمن را خوار و ذليل نشان بدهد، به جاي اينكه اگزوز را بياورد آفتابه را مي آورد و مي گويد "من با اين اسلحه شما را اسير گرفته ام"

وارد بسيج مي شود و توانايي هاي خود را نشان مي دهد. در پايان دوره آموزشي در امتحان تيراندازي، مرحمت در كل گردان نفر پنجم شده و تعجب همگان را برانگيخته بود
چندين بار در مراحل اعزام در گرمي و اردبيل، و در خان آخر در تبريز اجازه اعزام به او داده نمي شود.

سرش را پائين انداخته و با حسرت مي گويد:
"اينها به من مي گويند سن تو كم است اما خيال كرده اند، هر طوري شده من بايد خودم را به جبهه برسانم".

در ملاقات رئيس جمهور وقت حضرت آيت اله خامنه اي مد ظله به حضور حضرت قاسم (ع) در واقعه عاشورا و 13 ساله بودن آن بزرگوار اشاره مي كند و مي گويد "اگر من 12 ساله اجازه حضور در جبهه ندارم، پس از شما خواهش مي كنم كه دستور بدهيد بعد از اين روضه حضرت قاسم (ع) خوانده نشود."
رئيس جمهور را تحت تأثير قرار داد و ايشان دست خطي با اين مضمون مي نويسد كه «مرحمت عزيز مي تواند بدون محدوديت به منطقه اعزام شود»

زندگينامه شهيد

وصيت نامه شهيد